I need love....
is there anyone here...?
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391ساعت 18:17 توسط ساداکو
I think I've felt in love...
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391ساعت 21:57 توسط ساداکو
در نبود تو... آرزوهایم را در دیگری جستجو می کنم...
مگر که بیایی...
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391ساعت 23:18 توسط ساداکو
خدایا..خداجونم...
معذرت می خوام.. و می دونم اشتباه کردم..
الان تنها و بی کس افتادم...
خداجونم...برش گردون...
من هم بر می گردم...
خداجونم..یادته تنها امیدم توی اون شب ها و روزها چی بود..؟ تنها چیزی که ازت خواستم؟ حالا دخترت اشتباه کرده..و می خواد همه چیز رو برگردونه..
کمکش کن..کمکم کن...بزرگترین آرزوم..و بیشترین چیزی که ازت خواستم(هر روز و هر شب..و براش تلاش کردم..) رو برای اشتباه اخیرم از من نگیر...
عزیزم رو به من برگردون... خواهش می کنم..
+
نوشته شده در دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391ساعت 22:23 توسط ساداکو
4 روز دیگه...
+
نوشته شده در دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391ساعت 22:44 توسط ساداکو
خدایا... خداجونم...
یادت باشه چه قولی بهم دادی...
پس عزیز منو بهم بده...خواهش میکنم...
راستی..هفته دیگه تو این روز چه خبره..؟!
+
نوشته شده در شنبه نهم اردیبهشت 1391ساعت 21:46 توسط ساداکو
باید باشی...
همانطور که ذهنم رو در اختیارت داری..
منتظرم باش..که بدجور منتظرتم...
+
نوشته شده در جمعه یکم اردیبهشت 1391ساعت 12:45 توسط ساداکو
دارم بهت نزدیک تر می شم...
+
نوشته شده در چهارشنبه سی ام فروردین 1391ساعت 12:15 توسط ساداکو
زمین ما خیــــــــــلی قشنگه....
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391ساعت 20:19 توسط ساداکو
عاشق شدن..
و رفتن...
بزرگترین آرزوهای زندگی ام اند..
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم فروردین 1391ساعت 11:55 توسط ساداکو
خدایا..
شاید دیر باشه اما یه دعای مهم برای امسال دارم...
می خوام عاشق بشم..عاشق کسی که اون هم عاشقمه...
عشقی که جدایی توش نباشه...
باهاش ازدواج کنم و تا همیشه با هم باشیم..
من احتیاج به عشق دارم...دارم از بی عشقی می میرم...
خواهش می کنم عشق رو قلبم بیار... و همینطور اون شخص رو به زندگیم...
+
نوشته شده در یکشنبه بیستم فروردین 1391ساعت 21:2 توسط ساداکو
اگه اون باشه...
من میمیرم....
+
نوشته شده در شنبه نوزدهم فروردین 1391ساعت 22:14 توسط ساداکو
1-امیدوارم منو برای خودت نگه نداشته باشی...
2-امیدوارم اول ما باشیم..دنیا نباید اینقدر هم ظالمانه باشه...
3- کاش زودتر وقتش برسه...
+
نوشته شده در جمعه هجدهم فروردین 1391ساعت 21:41 توسط ساداکو
داری منو می ترسونی...
یعنی چی که می خوای من برم؟
پس اون چی؟
+
نوشته شده در دوشنبه چهاردهم فروردین 1391ساعت 22:5 توسط ساداکو
بی زحمتی موقع ابراز محبت و علاقه اندکی متعادل تر!
والله!!
+
نوشته شده در جمعه یازدهم فروردین 1391ساعت 23:22 توسط ساداکو
چقدر سخته وانمود کردن بی نیازی وقتی این همه محتاج باشی...
+
نوشته شده در پنجشنبه دهم فروردین 1391ساعت 23:12 توسط ساداکو
یعنی می شه تا یه ماه دیگه ببینمت؟
یعنی یک ماه بعد می شه یک شروع به حساب بیاد؟
....
حضورت روز به روز محسوس تر می شه...
برچسبها:
سفید امیدوار
+
نوشته شده در پنجشنبه دهم فروردین 1391ساعت 20:43 توسط ساداکو
بوهای خوبی به مشامم می رسه...
+
نوشته شده در چهارشنبه دوم فروردین 1391ساعت 14:9 توسط ساداکو
صبر می کنم.این بهترین کاره. تا کاملا درست شی.
چون داری شورش رو در میاری.نباید بزارم چندان هم تو موضع قدرت باشی.چون جنبه ش رو نداری.
به هر حال این بار من در موضع قدرت واقعیت و درستی ام.
منتظر می مونم...
+
نوشته شده در شنبه بیست و هفتم اسفند 1390ساعت 20:23 توسط ساداکو
دارم درد می کشم...همونی ک بهم امید داد الان داره منو نابود می کنه....
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم اسفند 1390ساعت 23:25 توسط ساداکو